آیت اللهی که مردم را بزغاله نامید

2010/01/03 در 12:08 ق.ظ. | نوشته شده در سیاسی, طنز | 9 دیدگاه

به قلم سید ابراهیم نبوی – لینک منبع

به سووالات زیر پاسخ داده و منتظر روزهای بعد باشید.

 سوال اول : با توجه به اینکه وزیر اطلاعات گفته است: «منافقین در ترور خواهرزاده موسوی دست داشتند.» از کجا می فهمیم که این گفته مقرون به صحت است؟

 گزینه اول : از اینجا که منافقین ده سال است موفق نشدند در ایران هیچ عملیات تروریستی انجام دهند، پس قطعا کار آنهاست.

گزینه دوم : از اینجا که منافقین اگر آب بخورند، وزارت اطلاعات آنها را تا هفت پشت دستگیر و مجازات می کند، ولی اگر ترور بکنند، هیچ کاری نمی تواند بکند.

گزینه سوم : از اینجا که شوهرخواهر آیت الله خامنه ای ده سال عضو سازمان مجاهدین خلق بوده، و همین آیت الله دستور کشتن علی موسوی را داده است، بنابراین مجاهدین خلق بطور غیرمستقیم در ترور دست داشتند.

گزینه چهارم : از اینجا که بقیه افرادی که کشته شده اند، توسط نیروهای امنیتی حکومت کشته شده اند، پس طبیعی است که چون همه توسط حکومت کشته شده اند، پس این یکی توسط منافقین کشته شده باشند.

 سوال دوم : در جمله «فرمانده ناجا گفته است خودرویی که روز عاشورا با مردم تصادف کرد، دزدیده شده بود.» فاعل چه عملی انجام داده است؟

گزینه اول : ما را پپه گیر آورده است.

گزینه دوم : مردم را اسگل فرض کرده است.

گزینه سوم : فکر کرده مردم بکلی مشنگ شده اند.

گزینه چهارم : اصلا فکر نکرده، وگرنه آدمی که فکر کند چنین حرفی نمی زند.

 سوال سوم : با توجه به کشته شدن 37 نفر و دستگیری هزار نفر و زخمی شدن صدها نفر در روز عاشورا، آیت الله علم الهدی در سخنرانی خود گفت » جنگ نرم فضای کشور را فراگرفته است.» اگر روز عاشورای تهران جنگ نرم باشد، یک جنگ نرم دیگر را نام ببرید؟

گزینه اول : بمباران هیروشیما

گزینه دوم : جنگ دوم جهانی

گزینه سوم : حمله یزید به امام حسین که تلفاتش در همین حدود بود

گزینه چهارم : جنگ های صلیبی

گزینه پنجم : هر چهار پاسخ صحیح است.

 سوال چهارم : با توجه به اینکه آیت الله خامنه ای گفته است » اگر عده ای سست عنصری نشان نمی دادند، وضع کشور خیلی بهتر بود.» منظور ایشان از وضع بهتر شامل کدام گزینه است؟

گزینه اول : هزار نفر کشته و صد هزار نفر زندانی می شدند.

گزینه دوم : صد و یک هزار نفر زندانی می شدند.

گزینه سوم : صد هزار نفر کشته و هزار نفر زندانی می شدند.

گزینه چهارم : کلا هفتاد درصد جمعیت کشور کم می شد.

 سوال پنجم : شخصی به نام علم الهدی معترضان را بزغاله و گوساله خواند. شغل شخص مذکور را حدس بزنید؟

گزینه اول : چوبدار، فروشنده گاو و گوسفند.

گزینه دوم : سبزی فروش در چاله میدان.

گزینه سوم : باجگیر خیابان ستارخان.

گزینه چهارم : آیت الله علم الهدی امام جمعه و نماینده ولی فقیه در مشهد.

 سوال ششم : آیت الله مکارم شیرازی پرسید: «آیا عقل اجازه می دهد دشمن را شاد کنیم؟» با انتخاب خودتان این جمله را کامل کنید: «آیا عقل اجازه می دهد…..»

گزینه اول : آیا عقل اجازه می دهد احمدی نژاد رئیس جمهور بماند؟

گزینه دوم : آیا عقل اجازه می دهد، عقل مان را بدهیم دست شادی و غمگین شدن دشمن؟

گزینه سوم : آیا عقل اجازه می دهد، که مردم را وسط خیابان بکشیم؟

گزینه چهارم : اگر عقل اجازه می داد که اینجا نبودیم؟

تکرار تاریخ – شاه هم در جواب تظاهرات مردمی تظاهرات براه می انداخت / عکس

2010/01/02 در 12:01 ق.ظ. | نوشته شده در سیاسی, عکس | 7 دیدگاه

شاه هم انقلابیون را اغتشاشگر می نامید که از جانب بیگانگان خارجی حمایت و پشتیبانی می شوند . در پاسخ به تظاهراتهای مردم تبریز شاه هم عده ای را که در تصویر زیر از آن به چهارصد هزار نفر یاد میکند به خیابانها ریخت تا نشان دهد مردم هنوز با او هستند .

لطفا روی تصاویر کلیک کرده و مطلب را عینا از روی روزنامه اطلاعات آن زمان مطالعه کنید .

فیلم زیر کردن مردم توسط نیروی انتظامی

2010/01/01 در 12:10 ق.ظ. | نوشته شده در فیلم, سیاسی | 5 دیدگاه

عاشورای امسال با تمام راست ها و دروغ هایش به پایان رسید .

روزی که اولین های بسیاری در تاریخ کشور یا حتی تاریخ تشیع در آن ثبت شد

در این روز عده ای به اشکال مختلف کشته شدن برخی از این اشکال را جناب احمدی مقدم ترور ، سقوط از پل ، تزریق مواد مخدر و تصادف ذکر کرد !!

تصادف آن هم از نوع زیر گرفتن یک انسان با اتومبیل نیروی انتظامی !!

این فیلم به شکلهای مختلف در اینترنت موجود است که میتوانید دانلود کنید ولی یکی از معدود جاهایی که آن را برای نمایش و دانلود قرار داده و البته هنوز فیلتر نشده اینجاست

با دیدن این فیلم بیشتر یزید زمانتان را بشناسید

کسانی که نسبت به دیدن این صحنه ها حساس هستند نبینند

این درحالی است که احمدی مقدم در روزهای اول به شدت همچین صحنه ای را تکذیب کرده بود و به خبرنگاران گفته بود اگر همچین فیلمی دارید بیارید !!

دیدن و دانلود فیلم

آیا احمدی نژاد نسبتی با شیطان پرستان دارد ؟ – عکس

2009/12/30 در 10:35 ب.ظ. | نوشته شده در سیاسی, عکس | 39 دیدگاه

يهود داراي دو رسته عمده  صهيون و کاباليست ميباشد . آغازگر و پايه‌گذار پديده‌ي کابالا را بايد “اسحاق کور” دانست که در قرن سيزدهم ميلادي در بندر ناربون (Narbonne) در جنوب فرانسه مي‌زيست. او برخي از نظرات عرفاني را بيان مي‌داشت. مفهوم “عين صوف” ساخته‌ي اوست. اين مفهوم را که به معناي “لايتناهي” است، اسحاق به معني خداوند به کار برد. اين مطابق همان “معمار بزرگ کائنات” است که امروزه توسط فراماسونري به جاي مفهوم خداوند به کار مي‌رود.

از آنجا که مکتب کابالا پيوند عميقي با سحر و جادو دارد، کاباليست ها از طريق اشاعه ي ساحري، سعي در جذب افراد به فرقه ي خود مي کنند.

کابالا يا قبالا يا همان تصوف يهودي آئيني است که به نوع خاصي از رياضت هاي شيطاني يهوديت دلالت دارد .
برابر نظريات کارشناسان ملل و نحل اين فرقه تحت تاثير عرفان و تصوف اسلامي در اثر هم نشيني مسلمانان آندلس با برخي از يهوديان تشکيل شده است .
کابالا بخش رمز آلود و بسيار سري دين يهودي طي 500 سال اخير محسوب شده و عمده تحولات جهان توسط کاباليست ها دنبال مي شود .

فرقه اي از کاباليستها که به صورت سري در ايران داراي قدرت و نفوذ فراوان زير زميني است آنوسيان نام دارند.

حال جالب اینجاست که جناب احمدی نژاد بارها و بارها نشانه ها و علایم این فرقه را به بهانه های مختلف از خود به نمایش گذاشته است

نماد هاي شيطان پرستي فرقه کابالا از جمله (نماد عقرب .. نماد شيطان) که احمدي نژاد به صورت خود اگاه و نا خودآگاه به بهانه هاي مختلف نشان داده است :

علائم شیطان پرستی

علائم شیطان پرستی

سربازان زن اسراییلی

سربازان زن اسراییلی

 

استفاده ي احمدي نژاد از علامت گروهک شيطان پرست نه متعلق به امروز و ديروز , بلکه مدتها قبل است و جالبتر اينکه گناه ميرحسين  اين است که چرا اینان از او حمايت مي کنند ؟! گناه احمدي نژاد را نميبينند که بي عقل و خرد از هر حرکت و علامت و گفتاري که خوشش بيايد استفاده مي کند , بدون آنکه در نظر بگيرد , يک ايراني مسلمان است !!!!
البته نمونه هایی از این دست کم نیست فقط کافیست یک سرچ کوچک توی اینترنت کنید تا موارد مختلفی از این تصاویر پیدا کنید .

حال نتیجه گیری این داستان با شما که ایشان از روی جهل و نادانی این حرکات را مرتکب میشود یا از نشان دادن این علائم مظور خاصی را دنبال میکند .

تصاویری از عاشورای خونین 88 – عکس

2009/12/29 در 3:28 ب.ظ. | نوشته شده در سیاسی, عکس | 5 دیدگاه

عاشورای خونین

عاشورای خونین

عاشورای خونین

عاشورای خونین

عاشورای خونین

عاشورای خونین

عاشورای خونین

عاشورای خونین

عاشورای خونین

عاشورای خونین

عاشورای خونین

عاشورای خونین

عاشورای خونین

عاشورای خونین

عاشورای خونین

عاشورای خونین

استاده ام چو شمع مترسان ز آتشم

زیبا ترین تصاویر احمدی نژاد

2009/12/25 در 11:44 ب.ظ. | نوشته شده در طنز, عکس | 10 دیدگاه

برای دیدن تصاویر در اندازه واقعی روی آنها کلیک کنید

هیچ کس حق حرف زدن نداره جز خودم

به نظر شما مشکل از فتوشاپه یا …. ؟

خطای نمایش داده شده : دستور کپی قابل اجرا نیست چون قسمت انتخاب شده خالی میباشد !

بدون شرح :

ببوس ، ببوس ! آفرین پسرم سعی کن همیشه خوب وظیفه تو انجام بدی حتما میگم امشب یه استخون بزرگ بهت بدن

سال 1404 ، احمدی نژاد و کشور ایران

جراید : مدال نوبل شیرین عبادی در پی پلمپ دفترش توقیف شد

همسر احمدی نژاد به عنوان دختر شایسته ایران انتخاب شد :

روزی که احمدی نژاد به ایران آمد :

رمی جمرات

2009/12/23 در 11:49 ب.ظ. | نوشته شده در عکس | 3 دیدگاه

بدون شرح :

مراسم تشییع پیکر حضرت آیت الله منتظری – عکس

2009/12/21 در 10:16 ب.ظ. | نوشته شده در عکس | 4 دیدگاه

 

تصاویر خود بخوبی گویای واقعیات جامعه هستند

قتل عمد و دروغ عمد

2009/12/21 در 2:48 ب.ظ. | نوشته شده در Uncategorized | بیان دیدگاه

ماجرای سعید امامی تکرار شد. حالا این یکی سعید چه زمانی حمام برود و کارهای واجبی را که باید انجام دهد، بموقع بکند یا نه، خبر بعدی است. سازمان قضایی نیروهای مسلح اطلاعیه رسمی صادر کرد و اظهارات سبزها را در مورد شکنجه و رفتارهای خشونت آمیز در کهریزک تائید کرد. این اطلاعیه گفته است که » آنچه در کهریزک رخ داده، قتل عمد بوده است.» همین اطلاعیه گفته است که دوازده نفر از عوامل تخلفات کهریزک، شکنجه گران، متهم به تخلف هستند و چهار نفر از متهمان به قتل سه نفر از شهدای سبز یعنی » محسن روح الامینی» و » امیر جوادی فر» و » محمد کامرانی» متهم هستند. همین اطلاعیه تاکید کرده است که برخلاف گفته مرتضوی و تائید وزیر بهداشت و مسوولان قضائی کشور، عامل مرگ دو نفر از شهدای کهریزک، بیماری مننژیت نبود. به عبارت دیگر، چنین می شود نتیجه گرفت:

اول، مرتضوی قتل عمد مرتکب شده و عمدا دروغ گفته است. هیچ کسی تا به حال خلاف این را نگفته که غیر از مرتضوی کسی مسوولیت بازداشتگاه کهریزک را داشته و قاضی مرتضوی سه بار قبلا تاکید کرده و رسما اعلام کرده که هیچ کس به دلیل ضرب و شتم یا شکنجه در کهریزک کشته نشده است. یعنی رسما دروغ گفته است.

دوم، سردار رادان، مسوول اداره بازداشتگاه کهریزک بوده و اگر قتلی صورت گرفته، توسط وی یا زیر نظر او اتفاق افتاده است، سردار رادان حداقل دو بار اعلام کرده که در کهریزک هیچ قتلی اتفاق نیافتاده است.

سوم، فرمانده پلیس تهران بزرگ، در ماه شهریور رسما و علنا اعلام کرده که در کهریزک 130 تا 140 نفر بازداشتی نگهداری می شدند و هیچ قتلی در این بازداشتگاه صورت نگرفته است.

چهارم، فرمانده کل نیروی انتظامی تا به حال حداقل پنج بار رسما اعلام کرده که هیچ کسی به دلیل شکنجه و ضرب و شتم در کهریزک کشته نشده است.

پنجم، وزیر بهداشت و قاضی مرتضوی رسما اعلام کردند که ضمن اینکه هیچ کسی در کهریزک کشته نشده، اگر هم کشته شده باشد به دلیل مننژیت بوده است.

فرمانده سپاه اعلام کرد که هیچ کسی بخاطر اعمال خشونت در بازداشتگاهها کشته نشده است.

همه اینها را که جمع کنیم، به نتیجه ای بدتر از قتل عمد ناشی از شکنجه زندانیان معترض می رسیم، و آن اینکه بخش اعظم روحانیون مسوول، تقریبا همه مسوولان قضایی، تقریبا همه نمایندگان مجلس، تقریبا همه فرماندهان نظامی و امنیتی و انتظامی زمانی که خودشان می دانستند که تعدادی از زندانیان به دلیل شکنجه در زندان کشته شده اند، رسما راست راست توی دوربین تلویزیون خیره شده اند و خبر کشته شدن به دلیل شکنجه را تکذیب کردند، نه تنها خبری را که می دانستند راست است، تکذیب کردند، بلکه سبزها را متهم کردند که دارند شهید سازی می کنند و نه تنها آدمها را کشتند، بلکه اجازه برگزاری مراسم سوگواری به کسی که کشته شده است ندادند.

نتیجه اول، مرتضوی مسوول اصلی کهریزک بوده، او از طرف یک بخش قوه قضائیه متهم به قتل شده است، در حالی که در دولت و قوه قضائیه مسوولیت گرفته است. قاعدتا و براساس تحلیلی که ما از حکومت داریم، انتظار نداریم عدالتی اجرا شود، ولی اگر حکومت زمانی بخواهد به کسی بگوید که عدالتی در ایران وجود دارد، اولین کاری که باید بکنند محاکمه و مجازات مرتضوی است.

نتیجه دوم، قرنهاست که روحانیون و مسلمانان روایتی را گفته اند که در آن حضرت علی گفته است اگر مسلمانی بشنود که خلخالی از پای زن یهودی به زور کشیده شده، و از شنیدن آن خبر دق نکند، مسلمان نیست. حالا نه تنها خلخال از پای کسی کشیده شده، بلکه آنقدر کشیده شده که باعث مرگ او شده است، و نه تنها باعث مرگ شده، بلکه باعث مرگ حداقل سه نفر شده، و نه تنها باعث مرگ سه نفر شده، بلکه حتی به خانواده مقتول اجازه داده نشده برای کشته اش عزاداری کند، و این واقعه نه توسط کفار، بلکه توسط کسانی که منصوب امام عادل مسلمین هستند، رخ داده و خبر وقوع ظلم هم رسما و توسط نهاد رسمی تنها حکومت اسلامی و شیعی کره زمین تائید شده است، حالا ما به عنوان کسانی که سالها این روایت را شنیدیم اولین انتظاری که داریم، این است که مسلمانان، روحانیون، مراجع تقلید، کسانی که به حضرت علی احترام می گذارند، حداقل دق کنند. اگر این کار را نکنند، یا باید به مسلمان بودن آنها شک کرد، یا به روایتی که از حضرت علی گفته شده یا به موضوع دق کردن.

دقت می کنید چه وضع تلخ و کثافتی دوروبرمان را گرفته؟

منبع : سایت شخصی سید ابراهیم نبوی

گفت: هیهات من الذله

2009/12/21 در 2:34 ب.ظ. | نوشته شده در Uncategorized | بیان دیدگاه

آیت الله منتظری

شرافت را بزرگی معنا کرده اند و بزرگی لباسی نه چندان فاخر برای قامت شرافت است، شاید کلمه » بزرگواری» بهترین تعریف از واژه شرافت باشد، همان که امام حسین بخاطرش کشته شد تا به ذلت نیافتد. بسیاری از آنان که تاریخ واقعه عاشورا را خوانده اند، می گویند آنچه باعث شد تا امام حسین مرگ را انتخاب کند، مواجهه وی با مرگ بزرگواری آدمیان بود و او نمی خواست شرافت و بزرگواری خود را از دست بدهد، حتی اگر هزینه آن انتخاب مرگ باشد. دیشب می خواستم چیزی بنویسم درباره عاشورا و قلمم چون اسبی سرکش رم می کرد از کاغذی که سفیدی اش را چون پرچم صلح آماده توافق کرده بود، احساس می کردم از دین گفتن و به فجایع حکومت دینی اشاره نکردن، شاید که کاری بس نادرست باشد.

 

یادم می آمد فریادی که می گوید » هیهات من الذله»، و با خود فکر می کردم که اگر واقعا ذلت و خواری اینقدر دشوار است، کدام مرد خدای است که در این روزها در مقابل حجم عظیم ذلت و خواری که بر سر ملت ایران آمده است، کلمه ای بگوید؟ یعنی از این همه روحانیون و مراجع و بزرگان دین، که بالای منبر می گویند که ای کاش فریاد » هل من ناصر» حسین را شنیده بودند تا به روز واقعه عاشورا خود را می رساندند، یک نفر هم نیست که مصداق زمینی بزرگواری و شرافت شود؟ تا نه معیاری برای رفتار شجاعانه ما، حداقل نامی و عنوانی باشد تا بگوئیم شرافت و بزرگواری و معنویت هنوز نمرده است؟

 

صبح خبر رسید که مرد. و خبرهایی چنین چه زود می رسد. ساده و سریع؛ آیت الله منتظری درگذشت. علت چه بود؟ ساده، آیت الله در خواب درگذشت، مثل همه خوبان و مردانی که روح شان برای رفتن تن شان را آزار نمی دهد و جان شان آنقدر راحت و ساده جهان را رها می کند که گوئی مرگ برایشان ساده ترین انتخاب است. همان که بیهقی در حق چنان بزرگانی گفته بود » کار چنین خواجه نه کاری است خرد.» و همان که حسین بن علی گفته بود، که وقتی باید با ذلت و رذالت زیست، انتخاب مرگ آسان تر از آسان می شود. و فرزندش، دیروز گواهی داد که هنوز هم که هنوز است، شرافت و بزرگواری ممکن و میسر است. حالا دیگر آدمی می تواند جشن بگیرد، آدمی می تواند راست بایستد و به تمام تاریخ بگوید که شرافت مقدور و میسر و ممکن است. می تواند بگویدهیهات من الذله. می تواند بگوید مردی که از جنس روح بود، و از قدرت هیچ نمی خواست جز وسیله ای برای کاهش دردهای مردمان، جهان را ترک کرد، بی آنکه در برابر مرگ نیز زانو خم کند یا سر فرود آورد. زندگی آیت الله تفسیر این کلام بود: » هیهات من الذله»

 

میان بزرگی و بزرگواری فرق است، فرقی بسیار بزرگ، همان فرقی که میان دلیری و شجاعت است. بزرگان می توانند با قدرت شمشیر به بزرگی رسیده باشند، و هرگز در ذات آنان ذره ای بزرگواری و شرافت نباشد، اما بزرگواران شجاع ترین مردمانند که بیش از هر چیز برای بزرگی انسان احترام قائلند. آنان می توانند از جان خود و از هر آنچه روی زمین است چشم بپوشند تا از بزرگی و شرافت انسانی حمایت کنند. آنها همان بزرگوارانی هستند که بی وجود آنان جهان بی معناست، کسانی که گویی زاده شده اند تا شهادت دهند که انسان بزرگ و شریف است، زاده شده اند تا بگویند حقارت و رذالت شان انسان نیست، زاده شده اند که در این برهوت بزرگی و منزلت گواهی بدهند که انسان می تواند در مقابل قدرت ذلیل و حقیر نباشد.

 

منتظری زمانی در بالاترین موقعیت و منزلت اقتدار نشست، نشست و همه مردم حرمتش را داشتند، چنانکه آیت الله خمینی بدون نظر او کاری نمی کرد، و بعد او در همان موقعیتی قرار گرفت که وقتی بزرگان در آن موقعیت قرار می گیرند، بزرگی شان به فنا می رود و در انتخاب میان شخصیت انسانی و قدرت، به سمت قدرت می روند؛ یا برای اینکه قدرتمندی صالح باشند، یا بخاطر اینکه قدرت صلاحیت انسانی را از آنان سلب می کند. اما منتظری وقتی از قدرت کنار گذاشته شد، فراموش نکرد که باید چه کند. او در کنار همه مظلومان و همه رنج کشیدگان باقی ماند، ماند تا پناه بی پناه ترین آدمها باشد و حتی در زندان ابدی خود، معلم شرافت و بزرگواری ماند.

 

هیچ کس تردید نداشت و ندارد که در میان مراجع تقلید شیعه و روحانیون کشور، کسی بزرگتر از منتظری نبود. اما شحنگان و داروغگان و اهل بیت قدرت چشم دیدن او را نداشتند، گفتند که شیخی ساده لوح است، گفتند که متاثر از دیگران است، گفتند که خانه اش محل نفوذ دشمن است، بیست سال با تحقیر نامش را بردند، بی آنکه به این بیاندیشند که بزرگی را القاب دهان پر کن مجیزگویان و چاپلوسان و قدرت پرستان نمی سازند، بلکه این قلب های مردم است که اندازه آدمها را تعیین می کند. اگر بزرگی را با تبلیغ می شد ساخت، امروز مردم خامنه ای را هم انسانی بزرگ می دانستند. دقیقا از همان دری که قدرت به روی منتظری بسته بود و قفل کرده بود و کوچه را هم برای او و خاندانش ممنوع کرده بود، درهای قلب مردم به رویش باز شد. منتظری که از اولین روزهای جوانی رنج مردم را بر شانه های خویش حمل کرده بود، پس از اینکه خانه و کوچه و نام و نشانش از تمام صحنه های رسمی زندگی حکومتی پاک شد و خانه اش محاصره شد، در خانه دل مردم نشست. خانه ای که درهایش تا روز آخر به روی او بسته نشد. گوئی که پیرمرد وظیفه داشت تمام اعتمادی را که رفتار زشت روحانیون از مردم گرفته بود، به مردمان بازگرداند، تا به آنان بگوید که اگر پرده داران حریم قدرت به شمشیر همه را می زنند، کسی هست که مرهم دردهای ملت باشد.

 

آیت الله العظمی منتظری، که نامش را و عنوانش را دو دهه از او ربوده بودند، با همان شیوه ای در دل مردم به عمر خود ادامه داد که بزرگانی چون او رفتار کرده بودند، او که از نامحرمان حکومت خوانده شده بود، محرم همیشگی مردم شد و دانست که این مردم نیاز به رفیقی دارند تا هر چند که خود بی پناه است، اما پناهگاه مردمانی شود که نه در خانه خود امنیت داشتند و نه در خیابان، و مگر خود او امنیت داشت؟ مگر خودش تمام آنچه داشت فدیه مردم نکرده بود، مگر  در تنگ ترین روزهای دشواری و مرگباران زندانیان به دادشان نرسیده بود، مگر فرزندش و دامادش و نوه اش و نتیجه اش و همه و همه آنها که از تبار او بودند، جز رنج چیزی از این سرزمین گرفته بودند؟

 

ما بودیم و پیرمردی که همه دوستانش هم او را انکار کردند، درهای خانه های شان را بستند و او را در تنهایی مطلق گذاشتند، اما حقیقت سرانجام خانه دل آدمی را پیدا می کند، زمان گذشت و صبر و استقامت و پایداری بی نظیر او نتیجه داد، هر که رفته بود، پشیمان تر از قبل به قبله او بازگشت. منتظری شجاع و بی باک، صمیمی و مهربان، بی دریغ و بی مانع، شد همان که باید می شد، مردی که نه پروای بیان کردن خود را داشت و نه برای گفتن حقیقت و عمل به آن نیازی به قدرت داشت. بی نیازی از یک جا برمی خیزد، آنجا که هیچ نخواهی، آنجا که بتوانی بنشانی این خلق بیشمار را برشانه های خویش و نشان شان دهی که خورشیدشان کجاست. و او از بزرگان بود، و او بزرگوارترین بزرگان بود که هیچ و مطلقا هیچ سیاهی بر صفحه تاریخ زندگی اش ننشست.

 

از میان مردان خداوند کسانی هستند که نه با دولتی و دفتری، نه با درگاهی و بارگاهی، بلکه تنها با خدای خود پیمان می بندند، و از آنان کسانی هستند که می مانند و شهادت می دهند بر اینکه زمین هنوز از خیر و نیکی پاک نشده، و کسانی هستند که می میرند و با مرگ خود گواهی می دهند که عمری را زیستند، بی آنکه کارنامه زندگی خود را به سیاهی و کوچکی و رذالت بیالایند. کسی باید در زمان ما می بود تا به آوای مردی که در محاصره شرارت تنها مانده بود و همراه می طلبید پاسخ دهد، تا به تمام تاریخ بتواند ثابت کند که آدمی بزرگتر از ابتذال قدرت و ذلت است و چنین کرد و چنین شد. خدای او را رحمت کناد که از عزیزترین مردان خدا بود.

منبع : سایت شخصی سید ابراهیم نبودی

« صفحهٔ پیشصفحهٔ بعد »

وب‌نوشت روی وردپرس.کام. | پوسته: Pool کاری از Borja Fernandez.
ورودی‌ها و دیدگاه‌ها خوراک‌ها.

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.